بعضی ها ....

بعضی آدما درست همینجا گیـــــر می کنن!

بعضی آدما درست همینجا گیـــــر می کنن!
چشمهایت را ببند،
به دوران کودکیت برگرد،
هفت ساله که بودی از زندگی چه میدانستی؟
نگاهت معصوم بود،
و خنده های کودکانه ات از ته دل،
بزرگترین دلخوشی ها داشتن اسباب بازی دوستت، پوشیدن کفش بزرگترها
و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات.
بچه که بودی حسادت، کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت،
دوست داشتنت پاک و بی ریا بود،
و بخشیدنت با رضایت ،
چاره ناراحتی ات لحظه ای گریستن بود و بس، و این پایان تمام کدورت ها می شد،
و می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!
چه شد؟....................
بزرگ شدی؟؟
نگاه معصومت سردرگم شد،
و خنده هایت از سر اجبار،
با تمام وجود گریه میکنی اما از ته دل نمی خندی،
برگرد ...............!
باز هم کودکی باش سبکبار
روحت را آزاد کن
به خودت کمک کن تا از سردرگمی ها رها شوی
تا بتوانی دوباره نفسی بکشی
بخواه که تنها خودت باشی
می توانی، تنها اگر بخواهی.
بیایید زندگی کنیم مثل آن دوران که کودک بودیم
مترسک : من مغز ندارم ، تو سَرم پُر از پوشاله!
دوروتی : اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی ؟

این روزها بیشتر به صدای جیبت گوش میدهند تا به صدای قلبت !!!




زنی پس از دیدن یک حادثه رانندگی ، قدم پیش گذاشت تا به قربانی آن کمک کند . مردی او را به کنار زد و گفت :
" لطفا برید کنار ! من دوره کمک های اولیه دیده ام ."
زن چند لحظه ای کنار ایستاد و به اعمال مرد نگریست . سپس ضربه ی نرمی به شانه ی مرد زد و گفت :
" وقتی به مرحله ای رسیدی که باید دکتر خبر کنی ، من اینجا در خدمتتان هستم ."

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .
( نلسون ماندلا)


زندگی چون گل سرخ است
پر از خار ، پر از برگ ، پر از عطر لطیف.
یادمان باشد اگر گل چیدیم
خار و عطر و گلبرگ
هر سه همسایه دیوار به دیوار هم اند
زندگی چشمه آبی است و ما رهگذریم
بنشین بر لب آب ، عطش تشنگی ات را بنشان
صفایی بده سیمایت را
و اگر فرصت بود
کفش ها را بکن و آب بزن پایت را
غیر از این چیزی نیست
زندگی آینه ای شفاف است
تو اگر زشت و یا زیبا
تو اگر شاد و یا غمگینی
هر چه هستی تو در آینه همان می بینی
شادیت را دریاب
چون گل عشق بتاب
تا در آینه ي هستی ، گُل هستی باشی...

به همین زودی تموم میشه،قدر روزها و لحظه هامون رو بیشتر بدونیم ...
پس از آفرينش آدم ،خدا گفت به او :
نازنينم آدم
با تو رازي دارم
اندکي پيشترآي
آدم آرام و نجيب ، آمد پيش
زير چشمي به خدا مي نگريست
محو لبخند غم آلود خدا
دلش انگار گريست
نازنينم آدم
ياد من باش … که بس تنهايم
بغض آدم ترکيد
گونه هايش لرزيد ،
به خدا گفت:
من به اندازه ي
من به اندازه ي گلهاي بهشت ......نه .....
به اندازه عرش ... نه.....نه...
من به اندازه ي تنهاييت ، اي هستي من
دوستدارت هستم
آدم ، کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر مي داشت
راهي ظلمت پر شور زمين
زير لبهاي خدا باز شنيد
نازنينم آدم
نه به اندازه ي تنهايي من
نه به اندازه ي عرش
نه به اندازه ي گلهاي بهشت
که به اندازه يک دانه گندم ،
تو فقط يادم باش ،
نازنينم آدم
نبري از يادم


يوسف مي دانست
که تمام درها بسته اند ؛
اما بخاطر خدا
و تنها به اميد او ،
به سوي درهاي
بسته دويد و تمام درهاي بسته برايش باز شد.......
اگر تمام
درهاي دنيا هم به رويت بسته شدند ؛
تو هم بخاطر
خدا و با اعتماد به او ، به سوي درهاي بسته بشتاب ،
چون ؛
خــداي تــو و
يوســف يکـيــسـت .........


یادت باشد :
بر آنچه که از دست داده ای غمگین مباش ؛
از کرامت پروردگار به دور است که آنچه را به تو بخشیده باز پس گیرد ،
مگر آنکه جایگزین بهتری در نظر داشته باشد ...


سـعــی نکــن مــــــتفـــــاوت باشـــی
فقط خـــــــوب بــاش ......
ایــــن روزهــــــا "خــــــــوب بودن"
بــه انـــدازه ی کــــافی
"مــــــتفـــــاوت" اســــت...!


کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام در هر شهر، یه باشگاه
زیبایی افکار داشتیم ...
مشکل امروز ما اندام ها نیستند
فکرها را دریابیم و درست کنیم ...


خدای مهربانی های بی بهانه
همیشه جایی در حوالی دلتنگی های من جاری می شوی ....
جاری می شوی در ابری چشمانم و می باری آنقدر تا زلال شوم
می باری آنقدر تا آسمانی شود هوای دلم
آنقدر که با تمام روحم حس کنم
داشتن تو
می ارزد به تمام نداشتن های دنیا..........
می ارزد




بزرگی وصیت کرد:
برای سلامتی
عقلتان هویج بخورید!!!
همه خندیدند و
کسی ندانست ...
که عقل همه در چشمشان است!!!
